السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

72

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

متنجسى را شست ويقين كرد به طهارت آن وبعد از زماني شك كرد در اين كه آيا ازاله عين كردم يا نه يا بقاعده شرعيه تطهير كردم يا نه حكم مىشود به پاكى مگر آنكه عين نجاست سابقه در آن به بيند واگر نجاستى در آن ببيند وشك كند كه آيا نجاست سابقه است يا اين كه بعد طارئ شده است ( مسألة 4 ) هر گاه بداند نجاست چيزى را ولكن شك داشته باشد در اين كه عين دارد يا نه مىتواند بنا را بر نداشتن عين گذارد پس لازم نيست چندان بشويد كه علم پيدا كند بزوال عين بر تقدير وجود آن واگر چه أحوط است ( مسألة 5 ) وسواسى رجوع كند در تطهير بمتعارف ولازم نيست كه علم وجداني حاصل بزوال نجاست ( فصل سيم ) در حكم ظروف است بدان كه جائز نيست استعمال ظروف معموله از پوست نجس العين يا از پوست ميته در چيزهائى كه طهارت در آن شرط است از خوردن وآشاميدن ووضو وغسل بلكه أحوط عدم استعمال آن است در غير چيزهاى مشروط به طهارت نيز بلكه أحوط عدم استعمال غير ظرف از انها وغير استعمال از سائر انتفاعات ديگر است پس أحوط ترك جميع انتفاعات است از انها واما استعمال وانتفاع بميته غير نجس مانند جلد ما هي پس حرمت آن معلوم نيست اگر چه أحوط در آن ترك است وهم چنين جايز نيست استعمال ظروف مغصوبه مطلقا ووضو وغسل بان در حال علم وانحصار باطل است بلكه با عدم انحصار نيز باطل است بلى اگر آب آن را در ظرف مباح بريزد ووضو وغسل كند صحيح است واگر چه از جهت تصرف در غصبى معصيت كرده ( مسألة 1 ) ظروف مشركين وكفار محكوم به طهارت است ما دامى كه معلوم نباشد كه با رطوبت مسريه انها را مباشرت كرده اند وهم به شرط آنكه از پوست حيوان نباشد والا محكوم به نجاست خواهد بود مگر در وقتي كه معلوم باشد تذكيه حيوانش يا سبق يد مسلم بر آن ودر حكم پوست است چيزهاى ديگر كه محتاج بتذكيه است ودر يد ايشان است مانند گوشت وپيه ودنبه كه اينها نيز ميته محسوب است ونجس خواهد بود مگر با علم بتذكيه يا سبق يد مسلم بر آن واما چيزهائى كه محتاج بتذكيه نيست پس محكوم به طهارت است مگر با علم به نجاست وكفايت نمىكند مظنه كردن بملاقات ايشان انها را با رطوبت وآن چه مشكوك باشد كه آيا از پوست حيوان است يا از پيه ودنبه آن يا نه محكوم است به نبودن از آن ومحكوم است به طهارت واگر چه از كافر گرفته شود ( مسألة 2 ) جايز است استعمال ظروف خمر بعد از تطهير واگر چه از چوب يا كدو